محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
208
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الزّمان في النّاس و ليسا فيهم ، و معهم و ليسا معهم ! لأنّ الضّلالة لا توافق الهدى ، و إن اجتمعا . فاجتمع القوم على الفرقة ، و افترقوا على الجماعة ، كأنّهم أئمّة الكتاب و ليس الكتاب إمامهم ، فلم يبق عندهم منه إلّا اسمه ، و لا يعرفون إلّا خطّه و زبره . و من قبل ما مثّلوا بالصّالحين كلّ مثلة ، و سمّوا صدقهم على اللّه فرية ، و جعلوا في الحسنة عقوبة السّيّئة . ( 3 ) » ترجمه خداوند حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را به حق برانگيخت تا بندگان خود را از پرستش دروغين بتها رهايى بخشيده ، به پرستش خود راهنمايى كند و آنان را از پيروى شيطان نجات داده به اطاعت خود كشاند ، با قرآنى كه معنى آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود تا بندگان عظمت و بزرگى خدا را بدانند كه نمىدانستند و به پروردگار ، پس از انكارهاى طولانى اعتراف كنند و او را پس از آنكه نسبت به خدا آشنايى نداشتند بهدرستى بشناسند . پس خداى سبحان در كتاب خود بىآنكه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند و قدرت خود را به همه نماياند و از قهر خود ترساند و اينكه چگونه با كيفرها ملّتى را كه بايد نابود كند از ميان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد . همانا پس از من ، روزگارى بر شما فرا خواهد رسيد كه چيزى پنهانتر از حق ، و آشكارتر از باطل ، و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد . نزد مردم آن زمان كالايى زيانمندتر از قرآن - در صورت خواندن و تفسير درست